قهرمان ميرزا عين السلطنه

1706

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

در بخارا كارت پستالى همراه داشتم مختصرى به حضرت و الا عرض كرده خواستم از آنجا روانه كنم پست‌خانه نداشت . در بخارا دارند . مرد كه هم نبود ناچار با چهار كپك پول خدمت خانم بردم خواهش كردم به شوهرش بدهد كه پستخانه برساند . قبول كرد . اگر روانه نكند تقصير من نيست . تا راه‌آهن از بخارا رسيد معطل شديم . بسيار گرم بود . خربوزه خريده خورديم . خليل الله بيك وداع كرده رفت . دو دفعه تقى را فرستادم از مهمانخانهء راه‌آهن بلكه يخ بياورد . نداده بودند كه خودمان لازم داريم . پول هم داد باز ندادند . در اين استاسيونها هم چيزى كه نيست يخ و آب سرد است . فرنگيها آن آب مثل جوش را مىخورند . ازبس كه آب خورده بوديم شكم مثل طبل شده بود . خدا رحمت كند اميرزادهء مرحوم را ، نشد همچون جائى گير كند . عمرش كم بود رفت از دست ما . ديگر نظيرش به چنگ نمىآيد . متصل او را رحمت فرستادم و آب سرد خنك جويا شدم و نبود . قصر امير - زرافشان امير قصر خوبى نزديك ايستگاه دارد كه مهندس اروپائى بنا كرده . خودش در « كرمينه » و نواحى آن ييلاق رفته . عمارت خوب آنجاها دارد . آب بخارا از رودخانهء زرافشان است كه از سمرقند مىآيد . سالى يكى دو مرتبه آب‌انبارها را پر مىكنند . در اين‌جاها نهرهاى زياد بود كه كرمينه و تمام اطراف آن را مشروب مىكند . يك نفر تاجر بخارائى كه به‌جاى آن زن آمد خوقند براى خريد پيلهء ابريشم مىرود . مىگفت در بالاى سمرقند پوست كنار آب انداخته آب به آن مىپاشند بعد خشك مىشود طلا داخل خاك است و برمىدارند . ديگرى گفت ازبس آب اين رودخانه به مصرف زراعت مىرسد و طلا از آن حاصل مىشود زرافشان نام گذاشته‌اند . كرمينه خيلى گرم بود . يك ساعت هم راه‌آهن معطل آمدن ماشين ديگر شد . از همه‌وقت سه ساعت ديرتر به سمرقند خواهد رسيد . در كته قرقان سرحد روس سمرقند شروع مىشود . جاى قشنگى و استاسيون تميزى داشت . بارى با وجودى كه راه‌آهن آنقدر تند مىرود باز ملول شدم كه چرا زودتر نمىرسد . اين گويا از نداشتن رفيق و همزبان مىشود . باز خوب بود تقى بود . اگر نبود يقينا تلخ‌تر مىگذشت . از مرو هم قورى ، قند ، چاى و بعضى لوازمات گرفته همراه داريم . قدرى سيب خريده خوردم . ترش بود .